یادنامه شهید صائم

خرید بک لینک

*جهت تصحیح و تکمیل این نوشتار، از همه کسانی که با مرحوم شهید دانشجو در ارتباط بودهxadاند و یا خاطراتی از آن شهید بزرگوار دارند برای آمادهxadسازی ویژهxadنامه یادواره ایشان ما را یاری نمایند.

با تشکر از آقای ابراهیم بنیادی که ما را در این نوشتار یاری دادند.

این نوشتار حاصل مصاحبهxadهایی با دوستان شهید دانشجو از جمله آقایان حاج ناصر حیدری، حاج محمد معنویان، حاج علی صحرابان، حاج مصطفی بخرد حاج علی اسدزاده میxadباشد.


انتشار: هفته نامه شهرسبز شهریور89- سایت خبری تحلیلی کازرون نما - سایت خبری تحلیلی نگاه فارس


سال 1312 بود که در کازرون کودکی متولد شد و قرار بر آن شد تا عبدالرحیم نام گیرد و عبادت و رحیمیت پروردگار خویش را به سایرین جلوهxadگر شود. عبدالرحیم نوجوانی بیش نبود که به همراه پدر راهی مشهد شد. از این زمان او کسوت روحانیت را برای زی کردن انتخاب نمود تا سربازی باشد در رکاب حضرت ولیxadعصر. در مشهد کتاب جامع المقدمات را تهیه نمود و در بازگشت به دیار خویش در محضر علمای حوزه کازرون شروع به تحصیل علوم دینی نمود و در سال 28 عازم شیراز شد تا ادامه تحصیل دهد. پس از چندی عازم قم شد و در آن جا در محضر آیت ا... بروجردی تحصیلاتش را پی گرفت و علیxadرغم تمام مشکلات مادی و غیرمادی که برایش پیش آمد ادامه تحصیل داد. چه شبxadها را که با شکم گرسنه به روز میxadرساند یا روزهایی که با مشکلات مادی به شب میxadرسید اما از راهش برنگشت. پس از رحلت آیت ا... بروجردی به کازرون برگشت.

در سال 42 بود که مرحوم حجتxadالاسلام والمسلمین حاج آقای پیشوا، امام جماعت مسجد حسینی(مسجد امام حسین) به واسطه مریضی پدرشان مجبور شد به مسجد نو برود و امامت جماعت آن مسجد را به عهده گیرد. ایشان شیخ عبدالرحیم دانشجو را که تازه از قم به کازرون آمده بود به سمت امامت جماعت مسجد حسینی انتخاب کرد. پیشوا که خود در بیاناتش در طول سالیان از امام خمینی با عنوان حاج آقا یاد میxadکرد به طوری که بر همگان عیان بود که منظور ایشان از حاج آقا همان خمینی است، به خوبی میxadدانست که دانشجو نیز از مقلدان آیتxadا... خمینی است. شیخ جوان همیشه در بیاناتش همچون پیشوا عمل می نمود و فتوای امام را با همان عنوان حاج آقا یا مجتهد زمان عنوان میxadکرد. هنوز اندکی از تبعید امام خمینی به ترکیه نگذشته بود که از سوی امام خمینی این طلبه جوان عنوان نمایندگی امام را در امور حسبیه و رسیدگی به امورات مذهبی و شرعی مردم شهرستان کازرون دریافت نمود.

حضور این طلبه جوان در مسجد حسینی، این مسجد را به عنوان مسجدی پیشرو در امور فرهنگی مذهبی مطرح ساخت. اندکی بعد انجمن امور دینی که در میان عدهxadای نیز با نام انجمن اسلامی فعالیت میxadکرد با نظر ایشان اولین پایگاه و پاتوق نیروهای خود را، در مسجد حسینی پایه گذاشت تا به صورتی رسمیxadتر فعالیتxadهای خود را دنبال کند. تشکیل کتابخانه و جلسات اعتقادی برای نوجوانان و جوانان شهرستان توسط امام جماعت جدید و سایر اعضای انجمن امور دینی در این مسجد، باعث شد تا عدهxadای از نوجوانان و جوانان شهرستان به سوی این مسجد جذب شوند با تبعيد آيتxadا.. شهيد مدني به ممسني برای اولین بار شیخ مسجد حسینی به همراه عدهxadای از اعضای انجمن امور دینی به ممسنی رفتند و با عارف مجاهد دیدار کردند. این دیدار به همین جا ختم نشد بلکه انجمن به صورت هفتگی روزهای جمعه بعدازظهر در راه خود برای تبلیغ و فعالیتxadهای فرهنگی در روستاهای ممسنی دیداری را با آیتxadا... داشتند. عبدالرحیم دانشجو ارتباط خود را با شهيد مدني بیشتر نمود. شهید مدنی آنان را در راهی که انتخاب کرده بودند تشویق و راهنمایی میxadنمود.

مرحوم شهید دانشجو در تاسیس و شکل گیری صندوقxadهای ذخیره و خیریه قائم(عج) نقش بسزایی داشت و همراه با سایر برادران متعهد و متدین کازرون در سال 54 سنگ اولیه صندوق ذخیره و خیریه قائم را بنا نهادند که حدود 400 خانوار را زیر پوشش قرار میxadداد.

سال 56 مرگ مشکوک شریعتی و مراسمxadهای مخفی برای او توسط انجمن و به دنبال آن شهادت حاج آقا مصطفی خمینی و مراسمی که برایش برگزار شد حرکتxadهایی جدیدی را در پی داشت. به دنبال انتشار خبر شهادت حاج آقا مصطفی در کازرون، یاران و پیروان مرجع عالی قدر خمینی کبیر در پی آن بودند تا مراسم بزرگداشتی را در کازرون برایشان برگزار کنند که با جواب منفی بزرگانی که از آنان توقع میxadرفت و بسته شدن درب مساجدی که قرار بود در یکی از آنxadها مراسم برگزار شود، روبرو شدند. در این ایام دانشجو در سفر بود ولی به محض ورودش به کازرون با دوستان تماس میxadگیرد و قرار میxadشود در مسجدی که رژیم حتی فکرش به آن جا خطور هم نمیxadکرد یعنی مسجد جوی مراسم برگزار شود و دانشجو که نمایندگی امام(ره) در امور حسبیه داشت، به نمایندگی از یاران و پیروان امام خمینی(ره) مسئولیت برگزاری این مراسم بزرگداشت را به عهده گرفته و به عنوان صاحب عزا جلوی مردم عزادار بایستد. این مراسم با شکوه بیxadسابقهxadای در مسجد جوی برگزار شد و در آن رژیم رسماً عامل شهادت فرزند امام معرفی شد. برگزاری این مراسم باعث وحشت شدید عمال رژیم منحوس پهلوی گردید و در حرکت انقلابی مردم فوقxadالعاده موثر افتاد و پس از برپایی مراسم چهلم شهدای تبریز توانست کازرون را در ردیف شهرهای پیشرو انقلاب اسلامی قرار دهد. نتیجه این مراسم آن شد که دانشجو و عدهxadای از یاران، توسط رژیم بازداشت شدند که البته شهربانی با دیدن عصبانیت و خشم مردم نهایتاً پس از مدتی مجبور به آزادی این روحانی مجاهد شد. از این پس راهپیمایی ها و مراسم های مختلفی در باب انقلاب به صورتی علنی برگزار میxadشد که باز هم این طلبه آزاده به عنوان تنها روحانی مبارز حاضر در شهرستان نقشی مهم در آنxadها داشت.

مراسم چهلم اما به گونهxadای دیگر رقم خورد. حجهxadالاسلام سیدحسن شجاعی توسط آقای ایمانی به کازرون فرستاده شد. یک شب مانده به چهلم، شجاعی در مسجد نو(شهدا) و در ادامه سخنرانی شبxadهای قبل برفراز منبر قرار گرفت و مردم را به مراسم چهلم حاج آقا مصطفی به صاحب عزایی حجهxadالاسلام دانشجو دعوت کرد. گلمکانی رئیس شهربانی وقت که در آن جلسه حضور داشت گزارش این جلسه را به شیراز میxadدهد، که فرماندهی شهربانی استان دستور بر عدم برگزاری مراسم و اخراج شجاعی از شهر میxadدهد ولی پس از چندی، وقتی جو را مخالف خود میxadبینند با برگزاری آرام آن موافقت میxadکنند که در نتیجه ساعت 8 صبح درب مسجد نو که بسته شده بود و در محاصره ماموران رژیم قرار گرفته بود باز میxadگردد و مراسم برگزار میxadشود. اما پس از مراسم شجاعی توسط انقلابیون از معرکه خارج و به شیراز بره میxadشود.

اردیبهشت 57 کازرون در پی چهلمxadهای متعدد ، یک بار دیگر صحنه حضور مردمی شد. اما این بار پس از سخنرانی حجتxadالاسلام والمسلمین محمد علی انصاری(سرپرست موسسه تنظیم نشر امام خمینی) رژیم به سوی مردم شلیک نمود که در اولین مورد شهید منصور محسن پور به شهادت رسید مردم پیکر او را بر دست گرفته و به سوی سید محمد رفتند، دانشجو بر پیکر شهید محسنxadپور نماز اقامه نمود و سپس در آن جا او را دفن کردند. این خون باعث شد تا مردم در صحنه بمانند و در طی چند روز علی رغم دادن شهدایی دیگر ایستادگی نمایند. از همین روز حجه الاسلام مهاجر نیز به خط اول مبارزه آمد و در کنار دانشجو قرار گرفت. دانشجو سخنران اصلی راهپیمایی پس از دفن شهید محسنxadپور شد و در بیانات خویش بر نظام شاهنشاهی حمله برد. کنترل از دست رژیم خارج شد و در نهایت با گسیل نیرو از شهرهای دیگر و با عملی کاملاً قهری حدود 40 نفر را دستگیر نمودند. سپس به منزل دانشجو حمله برده و او را نیز دستگیر می نمایند.

سه روز پس از دستگیری و بازجویی آرام ، امینی مسئول گروه ضربت که برای آرام سازی به کازرون فرستاده شده بود، دانشجو و مهاجر که در بازداشت به سر میxadبردند با سایر دستگیر شدگان روبرو می سازد و دستور ضرب و شتم همه جز دانشجو و مهاجر را می دهد و سپس آن دو را آزاد می کند. پس از آزادی آنان ، امینی رو به سایر دستگیر شدگان، دانشجو و مهاجر را سازشکار معرفی می نماید. ( به طوری بعد از پیروزی انقلاب که امینی توسط انقلابیون دستگیری میxadشود از دانشجو به خاطر آن رفتار عذرخواهی میxadکند.) اما با تمسخر دستگیر شدگان روبرو می شود.

آبان 57 عده ای از افسران که با نیروهای انقلابی در تماس بودند شناسایی و دستگیر شدند . عبدالرحیم دانشجو به محض شنیدن این خبر با عده کثیری از مردم به سمت پادگان حرکت نمود و در جلوی پادگان به فرمانده پادگان اولتیاتوم داد که اگر ظرف 24 ساعت آنان آزاد نشوند آن کنم که در تاریخ بنویسند. فرمانده پادگان نیز مجبور به آزادی آنان می شود.

اعلام خبر ورود امام به خاک ایران، مشتاقان آن حضرت را تا تهران می کشاند. از کازرون نیز عده ای از مردم که در پیشاپیش آنان عده ای انقلابیون شناخته شده بودند، جهت حضور در کمیته استقبال از امام راهی تهران شدند. اما دانشجو در شهر ماند تا حرکتxadهای انقلابی و راهپیماییxadها را پیگیر باشد.

در روز پیروزی انقلاب که همه شهر در دست مردم افتاده و رژیم ساقط شده بود. ولی شهربانی هنوز تسلیم نمیxadشد و در مقابل مردم ایستاده بود. به دانشجو خبر دادند که مردم به سمت شهربانی حرکت کرده و قصد تصرف آن را دارند. دانشجو به هماهنگی حاج آقا ایمانی و پیرو فرمایشات امام(ره) به سرعت به سمت شهربانی حرکت کرد و به مردم چنین گفت : اینان خود تسلیم می شوند، نیازی به آن نیست که شما دست به عملی بزنید. با این بیان مردم را متفرق نمود و از درگیری و خونریزی و غارت اسلحه و مهمات شهربانی توسط عوامل گروهxadهای چپxadگرا و منافق جلوگیری کرد.

پس از پیروزی انقلاب حاج آقا ایمانی که از قبل در کازرون مستقر و برنامهxadها را مدیریت میxadکرد با همکاری شهید دانشجو و عدهxadی دیگری از انقلابیون کمیته موقت انقلاب را پایه گذاشتند که در آن ایام توانست بسیاری از مشکلات و مسایل امنیتی را به خوبی حل و فصل نماید.

اردیبهشت 58 از سوی امام حکم، حاکم شرع و ریاست دادگاه های انقلاب برای دانشجو صادر می شود و ایشان تا پایان عمرشان در این سمت فعالیت نمودند.

ایشان حتی برای خانواده زندانیان که گاه خود حکم زندان برایشان بریده بود از مردم کمک جمع آوری می کرد و به آنان کمک می نمود و این در حالی بود که خود به دلیل این که تمام وقتش را در دادگستری می گذراند و شغل دیگری نداشت و حقوقی نیز از این جایگاه دریافت نمی کرد به شدت در مضیقه قرار داشت.

پس از تشکیل حزب جمهوری اسلامی ، دانشجو به همراه 15 تن از دوستانشان حزب جمهوری اسلامی کازرون را تاسیس نمودند و اولین گردهمایی را 16 /2 /58 بر پشت بام منزل خود تشکیل داد که در این جلسه اولین فعالیت حزب برگزاری هفتمین روز شهادت شهید مطهری مصوب شد.

در سال 58 از سوی شورای انقلاب هیئتی 7 نفره در کازرون تشکیل شد که وظیفه واگذاری زمین به مردم را بر عهده داشت که دانشجو در راس این هیئت قرار گرفت.

با انتخاب حجه الاسلام ایمانی به عنوان اولین امام جمعه کازرون ، حجه الاسلام شیخ عبدالرحیم دانشجو نیز به عنوان امام جمعه موقت کازرون منصوب شد و مشکلات مردمی را که به دفتر امام جمعه می آمد بررسی و در راه حل آن از هیچ کوششی دریغ نمی داشت.

دانشجو با تشکیل جمعیت فداییان اسلام – وفاداران شهید نواب صفوی در کازرون سرپرستی آن را بر عهده گرفت. گروهک منافقین نیز که ماهیتش هنوز بر عامه مردم مشخص نبود در صدد برآمد تا جنبش ملی مجاهدین را در کازرون پایه گذارد که به دلیل مخالفت هایی که با آن شد تحت عناوین دیگری پا به عرصه گذاشت.

پیکر شهید دانشجو اندکی پس از ترور

رمضان سال 60 با برآمدن ماه شوال پایان یافت و مسجد حسینی به امامت حجه الاسلام دانشجو می رفت تا عید فطر خود را جشن بگیرد.دانشجو عادت داشت بعد از نماز مغرب و عشا به خانه می رفت و در آن جا روزه خود را افطار می نمود. در آن شب وقتی از مسجد خارج شد تا به منزل برود جوانی جلو آمد و گفت حاج آقا سئوال دارم. شهید دانشجو با جوان با رویی گشاده به صحبت نشست و همزمان به سمت خانه در حرکت. هنوز چندی از مسجد دور نشده بود که صدای شلیک گلوله مردم را از صحن مسجد به بیرون خواند. دانشجو غرق در خون بر زمین افتاده بود مردم او را بلند کرده و به سرعت او را به سمت شیراز حرکت دادند، در حوالی سید حسین بود که دانشجو به دیدار حق شتافت. اندکی بعد سازمان منافقین در بیانیه ای ترور شهید دانشجو را بر عهده گرفت.

چند روز بعد از عید نوروز سال 61 بود که به همت و پیگیریxadهای جدی نیروهای سپاه یک خانه تیمی کشف و اعضای آن دستگیر شدند. در میان بازداشت شدگان مسئول شاخه نظامی کازرون نیز بود که در بازجویی هایش به ترور شهید صایم شیخ عبدالرحیم دانشجو اعتراف نمود. دانشجو در کنار دوستان قدیمی اش و شهدای انقلاب در جوار سید محمد نوربخش به خاک سپرده شد. به دنبال شهادت این روحانی مجاهد از سوی شخصیت هایی چون آیتxadا...العظمی گلپایگانی و ... و همچنین احزاب و گروهxadهایی چون فداییان اسلام و .... پیامxadهای تسلیتی به مردم کازرون به امام جمعه کازرون آیت ا... ایمانی گسیل داشتند و این عمل تروریستی را محکوم نمودند. لازم به ذکر است که شهادت دانشجو تییتر روزنامهxadهای کشوری شد.

نام خانوادگی شهید دانشجو قبلاً دهقان بوده و سپس به دانشجو تغییر یافته است.

*جهت تصحیح و تکمیل این نوشتار، از همه کسانی که با مرحوم شهید دانشجو در ارتباط بودهxadاند و یا خاطراتی از آن شهید بزرگوار دارند برای آمادهxadسازی ویژهxadنامه یادواره ایشان ما را یاری نمایند.

با تشکر از آقای ابراهیم بنیادی که ما را در این نوشتار یاری دادند.

این نوشتار حاصل مصاحبهxadهایی با دوستان شهید دانشجو از جمله آقایان حاج ناصر حیدری، حاج محمد معنویان، حاج علی صحرابان، حاج مصطفی بخرد حاج علی اسدزاده میxadباشد.

واکنش ها:

در پی چاپ و انتشار این مطلب ابتدا در هفته نامه شهرسبز و سپس در سایت کازرون نما(http://kazeroonnema.ir/) افراد متعددی با این جانب تماس گرفتند و نظرات خود را پیرامون این مطلب بیان داشتند که از همه آنها ممنون و متشکرم که مرا مورد لطف خود قرار دادند و با نقد این مطلب مطالب مهمی را مذکر شدند که انشالله در نوشتارهای بعد آن اشکالات برطرف خواهد شد.

آن چه که در پی می آید نظر یکی از خوانندگان این مطلب بر روی سایت کازرون نما بود که تحت عنوان نوه شهید دانشجو نوشته شده است. که آن را عیناْ در این جا هم می آوریم. و از خانواده شهید دانشجو عذر تقصیر دارم که آنچنان که باید و شاید نتوانستم چهره آن شخصیت والا(که به اعتراف بسیاری از افراد که در این شهرستان و شهرستان نورآباد ممسنی فعالیتهای فرهنگی مذهبی داشته اند به همراه شهید غلامرضا باقری نژاد بیشترین نقش فرهنگی را در طول ۱۰۰ سال اخیر داشته اند و می توان آن ها را پدران فرهنگی این دو شهرستان نامید هرچند نمی توان حضور عارف وارسته شهید محراب آیت الله مدنی را هم نادیده گرفت.) را معرفی نمایم. و باید بگوییم اگر خانواده شهید دانشجو و دوستان و یاران آن شهید مطالبی دارند که در این مقال نیامده است می توانند ما را در جریان گذارند تا آن شخصیت والا را بیش از آن چخ نوشته شده به مردم معرفی نماییم.

man naveye shahid daneshjo hastam
vaghean azatoon mamnoonam ke khaterate pedar bozooorgam ro zende kardid
vaghean ghashangoo jazab bod enshaala khoda kheyretoon bede

انجمنی...

ما را در سایت انجمنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمدمهدی اسدزاده بازدید: 351 تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1389 ساعت: 10:11

صفحه بندی