سپاس خدایی که هر چه داریم و نداریم از اوست

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سپاس خدایی که هر چه داریم و نداریم از اوست

    در ابتدا بر خود لازم می دانم از همه دوستان که به من محبت داشتند و بارها اصرار می کردند تا وبلاگی داشته باشم تشکر کنم علی الخصوص جناب آقای مهدی صنعتی که زحمت کشیدند و این را برای من راه اندازی نمودند و مرا شرمنده خویش ساختند .همچنین بر خود لازم می دانم اکنون که فرصتی دست داده است تا این فضا در اختیار بنده باشد از معلمین گرانقدر و دلسوز خویش که سال ها مرا تحت حمایت خویش پرورانده اند و هر چه دارم از وجود آن ها دارم یعنی آقایان حاج علی اسدزاده و حاج مصطفی بخرد و حاج حسین پیروان کمال تشکر و قدردانی را به نمایم.

    اما بیش از همه خود را شرمنده دایی شهیدم شهید محسن پیروان می دانم که رفت تا ما باشیم و در فضایی راحت نفس بکشیم اما من نتوانستم به وصیت آن شهید گرانقدر جامه عمل بپوشم . اینک کوچکترین کاری که از دست من برمی آید این است تا گزیده ای از زندگینامه و آخرین نامه اش که حکم وصیت نامه اش را دارد به خوانندگان عرضه دارم که زنده نگه داشتن یاد و نام و خاطره شهیدان کم از شهادت نیست.

    View Full Size Image

     

    شهید محسن پیروان در سال 1344 در خانواده ای مذهبی و انقلابی چشم به جهان گشود. از آنجا که منزل پدری اش یکی از مراکز مهم انقلابیون کازرون بود ، از همان ایام کودکی با حضرت امام و مسایل روز آشنا شد و در کنار سایر انقلابیون کازرون قرار گرفت و خود هم در چاپ و هم در توزیع اعلامیه های حضرت امام بخصوص از سال 55 فعالیت می کرد.  با ورود به دبیرستان در سال 59 به عنوان مسئول انجمن اسلامی دبیرستان شیخ ابواسحق شروع به فعالیت نمود و در همان سال در انتخابات انجمن اسلامی شهرستان به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانش آموزان کازرون انتخاب شد که تا زمان شهادت این مسئولیت ها را بر عهده داشت. ایشان در زمان درگیری گروهک ها در مدارس ، با ایجاد میزگرد هایی آنان را به مناظره دعوت نمود . این شهید با اغاز جنگ به بسیج وارد شد و از سال 60  به میدان جنگ شتافتند و بعد از سه بار مجروح شدن سر انجام در عملیات والفجر مقدماتی در روزهای اول سال 62 در منطقه فکه مفقود الاثر شدند که پیکر پاک ایشان در سال 78 جز اولین گروه شهدا مفقودالاثربه زیارت امام هشتم مشرف شدند و سرانجام در تیر ماه 78 در قطعه شهدای بهشت زهرا به خاک سپرده شدند.

     و اینک شمه ای از سخنان ایشان :

    شما معلمان راستین انقلاب اسلامی باید با جدیت کار کنید ، سعی کنید طوری جوانان را بسازید تا بتوانند در آینده ، دانشگاه ها را پر کنند و نگذارند یک عده منافق به دانشگاه راه یابند ، سعی کنید بیشتر در راه اسلام کار کنید . سعی کنید در کارتاَن کمتر اََشتباه شود چون اگر کوچکترین اشتباه خدای ناکرده از شما سرزند ممکن است عده زیادی از نوجوانان از انقلاب اسلامی زده شوند .

     

     

     

     

     

    نویسنده : محمدمهدی اسدزاده بازدید : 32 تاريخ : سه شنبه 28 خرداد 1387 ساعت: 10:40
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها